اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

454

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

« خوله » دختر هذيل بن هبيره ثعلبى كه پيش از رسيدن نزد او در راه درگذشت . و « شراف » دختر دحية بن خليفه كلبى كه نزد او فرستاده شد و پيش از ورود درگذشت . و « سنا » دختر صلت بن حبيب بن حارثه سلمى كه پيش از رسيدن به او مرد . و « ريحانه » دختر شمعون قريظى كه پيامبر اسلام را بر او عرضه داشت و از كيش يهودى دست برنداشت پس او را براند ، سپس اسلام آورد و پيامبر همسرى را به او پيشنهاد كرد و پذيرفت و حجاب بر او زد . پس گفت : اى رسول خدا بلكه مرا بگذار تا كنيزت باشم ، و پيوسته كنيزش بود تا وفات كرد . و « اسماء » دختر نعمان كندى از فرزندان « آكل المرار » كه از زيباترين و آراسته ترين زنانش بود ، پس زنانش به او گفتند : اگر بخواهى نزد او كامياب باشى ، هر گاه بر او در آمدى به خدا پناه بر . پس چون پيامبر در آمد و پرده را انداخت گفت : از تو به خدا پناه مىبرم . پس روى خويش از او بگرداند و [ سپس ] گفت : [ أمن ] عائذ الله ، الحقى باهلك ، « پناه برنده به خدا در امان است ، به خاندانت ملحق شو . » سپس اسماء دختر نعمان كندى را مهاجر بن اميه گرفت ، و پس از مهاجر ، به عقد قيس بن مكشوح مرادى در آمد . و « قتيله » دختر قيس بن معدى كرب ، خواهر اشعث بن قيس بن فلان كه پيش از بيرون آمدنش از يمن به قصد مدينه ، رسول خدا وفات كرد و عكرمة بن ابى جهل او را بزنى گرفت . و « عمره » دختر يزيد بن عبيد بن رواس كلابى ، برسول خدا خبر رسيد كه او به برص مبتلا است پس با وى همبستر نشده طلاقش داد . و « عاليه » دختر ظبيان عمرو كلابى كه طلاقش داد . و « جونيه » زنى از كنده غير از اسماء ، كه ابو اسيد ساعدى او را بر او وارد كرد و عايشه و حفصه آرايش و ترتيب كارش را به عهده گرفتند . پس يكى از آن دو به او گفت : راستى